
دور از چشم خدا؛ کاش میشد دور از چشم خدا در کوچه باغهای وسوسه پرسه زد و از هر چه میوه ممنوعه خورد. کاش میشد دور از چشم خدا به اتاقهای تاریک رفت و دست کشید بر هر چه حدس و گمان و احتمال. دور از چشم خدا؛ کاش میشد دور از چشم خدا گریخت به ناکجاآباد با هر که طوبا، با هر که اسما، با هر که هر کجا. آه! کاش میشد اندکی ـ آه فقط اندکی ـ دور از چشم خدا کاش میشد... آه!
+  
|
